هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر به بیان عشق و وابستگی شدید خود به معشوق میپردازد. او خود را بنده و اسیر زیبایی معشوق میداند و از درد فراق و عشق نافرجام شکایت میکند. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارههای زیبا، احساسات خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و عشق نافرجام ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۰۷۸ - از جهان فردم همین در بند رخسار توام
از جهان فردم همین در بند رخسار توام
بنده حسنم درین عالم گرفتار توام ۱
از زلیخا کی نیم ای یوسف اکنون جان بکف
روز بازارست و من در روز بازار توام ۲
نسبتم با هر خسی ایگل مکن کافتاده است
صد هزاران گر بود من مرغ گلزار توام ۳
با وجود حسن رخسارت که شهری مست ازوست
من خراب حسن طبع و مست گفتار توام ۴
همچو گل می میخوری با عاشقان زار خود
آخر ای بیرحم من هم عاشق زار توام ۵
مردم بیدرد را مرهم بود از وصل تو
من جگر چاک و درون ریش و دل افکار توام ۶
اهلی بیچاره درویشست و تو سلطان حسن
بر زبان این نکته چون راند که من یار توام ۷
بنده حسنم درین عالم گرفتار توام ۱
از زلیخا کی نیم ای یوسف اکنون جان بکف
روز بازارست و من در روز بازار توام ۲
نسبتم با هر خسی ایگل مکن کافتاده است
صد هزاران گر بود من مرغ گلزار توام ۳
با وجود حسن رخسارت که شهری مست ازوست
من خراب حسن طبع و مست گفتار توام ۴
همچو گل می میخوری با عاشقان زار خود
آخر ای بیرحم من هم عاشق زار توام ۵
مردم بیدرد را مرهم بود از وصل تو
من جگر چاک و درون ریش و دل افکار توام ۶
اهلی بیچاره درویشست و تو سلطان حسن
بر زبان این نکته چون راند که من یار توام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۷ - گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۹ - من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.