هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید. او خود را مستی میداند که از رفتارش پشیمان نیست و تحت تأثیر جادوی معشوق قرار گرفته است. شاعر تفاوت خود با مجنون را در این میداند که مانند او به دنبال معشوق نمیگردد، اما از عشق سیاهچشمانی همچون مجنون مست و مدهوش است. او همچنین از ترس دوری از معشوق میگوید و بیان میکند که حتی یک لحظه دوری از او برایش مرگبار است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و مفاهیم عرفانی داشته باشد.
شماره ۱۰۷۹ - من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردم
من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردم
بهر پهلو که میگردم از آن پهلو نمیگردم ۱
نصیحتگوی من هر لحظه صد افسون دمد لیکن
مسخر جز بسحر چشم آن جادو نمیگردم ۲
من از عشق سیه چشمان چو مجنون مست و مدهوشم
تفاوت این که چون مجنون سگ آهو نمیگردم ۳
نه عشقست اینکه میگویم هلاکم کن بدست خود
چرا خود کشته آن ساعد و بازو نمیگردم ۴
ز بیم کشتن از کویش کجا بیرون روم اهلی
که میمیرم اگر یک لحظه در آن کو نمیگردم ۵
بهر پهلو که میگردم از آن پهلو نمیگردم ۱
نصیحتگوی من هر لحظه صد افسون دمد لیکن
مسخر جز بسحر چشم آن جادو نمیگردم ۲
من از عشق سیه چشمان چو مجنون مست و مدهوشم
تفاوت این که چون مجنون سگ آهو نمیگردم ۳
نه عشقست اینکه میگویم هلاکم کن بدست خود
چرا خود کشته آن ساعد و بازو نمیگردم ۴
ز بیم کشتن از کویش کجا بیرون روم اهلی
که میمیرم اگر یک لحظه در آن کو نمیگردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۸ - از جهان فردم همین در بند رخسار توام
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۰ - تا نیست می از خود خبرم نیست که هستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.