خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با وجود درد و غم، عشق را میستاید و از وابستگی به معشوق و رنجهای عشق شکایت میکند. شعر پر از استعارههای زیبا مانند ذره، گل، زهر، و کمند است که احساسات شاعر را به تصویر میکشد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و گزند ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۰۸۸ - غم چون تو آفتابی ز جهان پسند دارم
غم چون تو آفتابی ز جهان پسند دارم
من اگر چو ذره پستم نظری بلند دارم ۱
دل ریش من متاعی نبود ولی مکن رد
که من از متاع عالم دل دردمند دارم ۲
بفراق خو گرفتم ز هلاک خود چه باکم
چو بمگر دل نهادم چه غم از گزند دارم ۳
شکرم مده چو طوطی سخنی بگو از آن لب
که من از لب تو مستم چه مذاق قند دارم ۴
چو گلم خجل ندانم که کدام زهر نوشتم
چکنم که صد جراحت من مستمند دارم ۵
ز کمند زلف هر سو چه نهی براه دامم
تو تعب مکش که منهم سر این کمند دارم ۶
نه دل است اینکه دارم بتن ضعیف اهلی
که بتار عنکبوتی مگسی ببند دارم ۷
من اگر چو ذره پستم نظری بلند دارم ۱
دل ریش من متاعی نبود ولی مکن رد
که من از متاع عالم دل دردمند دارم ۲
بفراق خو گرفتم ز هلاک خود چه باکم
چو بمگر دل نهادم چه غم از گزند دارم ۳
شکرم مده چو طوطی سخنی بگو از آن لب
که من از لب تو مستم چه مذاق قند دارم ۴
چو گلم خجل ندانم که کدام زهر نوشتم
چکنم که صد جراحت من مستمند دارم ۵
ز کمند زلف هر سو چه نهی براه دامم
تو تعب مکش که منهم سر این کمند دارم ۶
نه دل است اینکه دارم بتن ضعیف اهلی
که بتار عنکبوتی مگسی ببند دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۷ - ز اشک همچو شفق بیتو غرق خون شده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۹ - چو چاره از غم خونخواره نمییابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.