هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه عمیق خود میگوید که راه چارهای جز تسلیم شدن نمییابد. او از بهار عمرش که در غم عشق به خزان تبدیل شده سخن میگوید و از جور و ستم معشوق شکایت دارد. شاعر حتی در تاریکی شب با هزاران مشعل آه، مهای مانند معشوق نمییابد و از درد دل و زخمهای عشق مینالد. او همچنین از نبود صفا و محبت راستین در میان مردم شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۰۸۹ - چو چاره از غم خونخواره نمییابم
چو چاره از غم خونخواره نمییابم
جز آنکه جان بدهم چاره یی نمی یابم ۱
بهار عمر خزان کردم از غمت ایگل
هنوز فرصت نظاره یی نمی یابم ۲
ز دست جور تو آواره جهان گشتم
ولیک همچو خود آواره یی نمی یابم ۳
هنوز تیره شبم با هزار مشعل آه
شبی که همچو تو مهپاره یی نمی یابم ۴
خوشم بخواری دل با هزار زخم زبان
بسختی دل خود خاره یی نمی یابم ۵
شبم نمیرود از غصه خواب اگر روزی
ملامتی ز ستمکاره یی نمی یابم ۶
بجان دوست که هرگز ز خانقه اهلی
صفای محبت میخواره یی نمی یابم ۷
جز آنکه جان بدهم چاره یی نمی یابم ۱
بهار عمر خزان کردم از غمت ایگل
هنوز فرصت نظاره یی نمی یابم ۲
ز دست جور تو آواره جهان گشتم
ولیک همچو خود آواره یی نمی یابم ۳
هنوز تیره شبم با هزار مشعل آه
شبی که همچو تو مهپاره یی نمی یابم ۴
خوشم بخواری دل با هزار زخم زبان
بسختی دل خود خاره یی نمی یابم ۵
شبم نمیرود از غصه خواب اگر روزی
ملامتی ز ستمکاره یی نمی یابم ۶
بجان دوست که هرگز ز خانقه اهلی
صفای محبت میخواره یی نمی یابم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۸ - غم چون تو آفتابی ز جهان پسند دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۰ - من از اول ترا خورشید عالم سوز میدیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.