خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود کینهورزی دیگران، او پاکدل و بیکینه است و تنها به عشق معشوق میاندیشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۰۹۲ - تا یافته ام وصل تو در کینه خویشم
تا یافته ام وصل تو در کینه خویشم
مشتاق همان حسرت دیرینه خویشم ۱
گر گوش بروزن پی آواز تو خلقند
من گوش بآواز تو در سینه خویشم ۲
سرمست می وصل تو بودیم همه شب
مخمور غم مستی دوشینه خویشم ۳
از روی و ریا نیست صفای نظر من
من پاکدل از گوهر آیینه خویشم ۴
اهلی بمن از کین حسودان نرسد غم
کاسوده دل از خاطر بی کینه خویشم ۵
مشتاق همان حسرت دیرینه خویشم ۱
گر گوش بروزن پی آواز تو خلقند
من گوش بآواز تو در سینه خویشم ۲
سرمست می وصل تو بودیم همه شب
مخمور غم مستی دوشینه خویشم ۳
از روی و ریا نیست صفای نظر من
من پاکدل از گوهر آیینه خویشم ۴
اهلی بمن از کین حسودان نرسد غم
کاسوده دل از خاطر بی کینه خویشم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۱ - می بده کز غم دنیا دمی آسوده شویم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۳ - مه من که هرگز گزندت نه بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.