خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید، اما همچنین از رنجها و آزارهایی که از او دیده است گلایه میکند. شاعر معشوق را بینظیر و بیهمتا توصیف میکند و زیبایی و جذابیت او را با عناصر طبیعت مانند لاله، خورشید، و سرو مقایسه میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که هیچکس مانند معشوق او نیست.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و تشبیهات ممکن است نیاز به درک ادبی بالاتری داشته باشند.
شماره ۱۰۹۵ - هرچند که از یار جز آزار ندیدم
هرچند که از یار جز آزار ندیدم
هرچند که دیدم به از یار ندیدیم ۱
کس نیستکه در صحبت او نیست خراشی
جز لاله رخ خود گل بیخار ندیدیم ۲
او برده بعیاری و شوخی دل مردم
ما شوختر از چشم تو عیار ندیدیم ۳
خورشید صفت حسن تو بازار کند گرم
از هیچکس این گرمی بازار ندیدیم ۴
گشتیم ببویت چو صبا در همه گلزار
همچون تو گلی در همه گلزار ندیدیم ۵
رفتار تو از سرو بصد شیوه برد دل
ما سرو بدین شیوه و رفتار ندیدیم ۶
طوطی سخنی اهلی و در گلشن معنی
شیرین نفسی چون تو شکر بار ندیدیم ۷
هرچند که دیدم به از یار ندیدیم ۱
کس نیستکه در صحبت او نیست خراشی
جز لاله رخ خود گل بیخار ندیدیم ۲
او برده بعیاری و شوخی دل مردم
ما شوختر از چشم تو عیار ندیدیم ۳
خورشید صفت حسن تو بازار کند گرم
از هیچکس این گرمی بازار ندیدیم ۴
گشتیم ببویت چو صبا در همه گلزار
همچون تو گلی در همه گلزار ندیدیم ۵
رفتار تو از سرو بصد شیوه برد دل
ما سرو بدین شیوه و رفتار ندیدیم ۶
طوطی سخنی اهلی و در گلشن معنی
شیرین نفسی چون تو شکر بار ندیدیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۴ - ز خونم سیر کی گردد که با لعلش نظر دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۶ - من از صفای درون گر ز خود برون آیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.