خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید، بهگونهای که حتی با وجود مرگ نیز نمیتواند از این عشق رها شود. او خود را اسیر عشق و نیازمند حضور معشوق میداند و آرزوی آرامش در کنار او را دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و عشق شدید ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
شماره ۱۰۹۶ - من از صفای درون گر ز خود برون آیم
من از صفای درون گر ز خود برون آیم
چو آب دیده توان کز درت درون آیم ۱
اگرچه باد اجل برکند نهال تنم
اسیر خویشتنم جانب تو چون آیم ۲
تو همچو باد روی من چو خاک مضطربم
مگر دمی بنشینی که باسکون آیم ۳
چو آب دیده سبکروحتر از آنم من
که گر بسنجیم از خاک ره فزون آیم ۴
هزار همچو تو اهلی کم است در ره عشق
منت بدرگه آن دوست رهنمون آیم ۵
چو آب دیده توان کز درت درون آیم ۱
اگرچه باد اجل برکند نهال تنم
اسیر خویشتنم جانب تو چون آیم ۲
تو همچو باد روی من چو خاک مضطربم
مگر دمی بنشینی که باسکون آیم ۳
چو آب دیده سبکروحتر از آنم من
که گر بسنجیم از خاک ره فزون آیم ۴
هزار همچو تو اهلی کم است در ره عشق
منت بدرگه آن دوست رهنمون آیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۵ - هرچند که از یار جز آزار ندیدم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۷ - در چاره مرهم بدل پاره بماندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.