هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و ناامیدی از دیدار معشوق میگوید. او از بیچارگی، نومیدی و محرومیت خود سخن میگوید و احساس میکند که در حالی که دیگران از وصال شاد شدهاند، او به دلیل بخت ستمکارش محروم مانده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی مانند ناامیدی و اندوه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع شعرهای کلاسیک معمولاً برای سنین بالاتر مناسبتر هستند.
شماره ۱۰۹۷ - در چاره مرهم بدل پاره بماندم
در چاره مرهم بدل پاره بماندم
از چاره گری بود که بیچاره بماندم ۱
هر بار امید نظری داشتم این بار
نومید ز دیدار تو یکباره بماندم ۲
جان رخت سفر بست و تو از دیده برفتی
من پشت بدیوار ز نظاره بماندم ۳
آواره شدم از سر کویت من مجنون
کس یاد نکرد از من و آواره بماندم ۴
اهلی همه کس شاد شد از خوان وصالش
محروم من از بخت ستمکاره بماندم ۵
از چاره گری بود که بیچاره بماندم ۱
هر بار امید نظری داشتم این بار
نومید ز دیدار تو یکباره بماندم ۲
جان رخت سفر بست و تو از دیده برفتی
من پشت بدیوار ز نظاره بماندم ۳
آواره شدم از سر کویت من مجنون
کس یاد نکرد از من و آواره بماندم ۴
اهلی همه کس شاد شد از خوان وصالش
محروم من از بخت ستمکاره بماندم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۶ - من از صفای درون گر ز خود برون آیم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۸ - من سوخته داغ درون پرور عشقم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.