هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و محبت عمیق خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که وجودش با عشق معشوق ارزش یافته است. او خود را خاکی می‌داند که با مهر معشوق بالا آمده و شرف یافته است. شاعر تأکید می‌کند که در جهان جز معشوق چیزی را درک نمی‌کند و با وجود گناهکار بودن، خود را پاک می‌داند. در پایان، به خاک پای معشوق سوگند می‌خورد که حتی اگر در اوج آسمان‌ها باشد، خاک پای معشوق است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه و پاکی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا پیچیده باشد.

شماره ۱۱۰۳ - مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم

مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم
که مست بوی محبت ز سینه چاکم ۱

چو ذر مهر تو از خاک برگرفت مرا
همین بود شرفم ورنه من همان خاکم ۲

نظر بدیده ادراک در جهان کردم
بجز تو هیچ نیاید بچشم ادراکم ۳

خوشم به رندی و آلوده نیستم از زهد
اگرچه غرق گناهم ازین گنه پاکم ۴

بخاکپای تو سوگند میخورد اهلی
که خاک پای توام گر بر اوج افلاکم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۰۲ - در کمال است جمال تو که ما می طلبیم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰۴ - گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.