خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از روزگاری یاد میکند که در کنار یارش بود و از همراهی و همدلی با او لذت میبرد. او با تصاویر زیبایی مانند آفتاب، چمن، بلبل، طوطی و شیشهٔ می، عشق و شادی خود را در آن دوران توصیف میکند و اکنون با حسرت به آن روزها مینگرد.
مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیق احساسات حسرت و نوستالژی نیاز به تجربهٔ زندگی دارد.
شماره ۱۱۰۵ - خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
رفیق و همدم و همراز و همسخن بودم ۱
خوش آنکه جلوه چو میکرد آفتاب رخش
من آفتاب پرستی چو برهمن بودم ۲
خوش آنکه در چمن حسن آنگل از مستی
همی شکفت و منش بلبل چمن بودم ۳
خوش آنکه لعل لبش چونشکر فشان میشد
من از نشاط چون طوطی شکر شکن بودم ۴
خوش آنکه پیش لبش میگریست شیشه می
که من بخنده چو ساغر از آن دهن بودم ۵
خوش آنکه آن دهنم خاتم سلیمان بود
بر غم خصم من ایمن ز اهرمن بودم ۶
کنون ز نرگس او یک نظر مرا اهلی
امید نیست تو گویی که آن نه من بودم ۷
رفیق و همدم و همراز و همسخن بودم ۱
خوش آنکه جلوه چو میکرد آفتاب رخش
من آفتاب پرستی چو برهمن بودم ۲
خوش آنکه در چمن حسن آنگل از مستی
همی شکفت و منش بلبل چمن بودم ۳
خوش آنکه لعل لبش چونشکر فشان میشد
من از نشاط چون طوطی شکر شکن بودم ۴
خوش آنکه پیش لبش میگریست شیشه می
که من بخنده چو ساغر از آن دهن بودم ۵
خوش آنکه آن دهنم خاتم سلیمان بود
بر غم خصم من ایمن ز اهرمن بودم ۶
کنون ز نرگس او یک نظر مرا اهلی
امید نیست تو گویی که آن نه من بودم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰۴ - گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰۶ - نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.