هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تنهایی، ناامیدی و رنج‌های عاشقانه خود می‌گوید. او از یار و دوستی جز معشوق ندارد و از هجران و دوری رنج می‌برد. جوانی‌اش به پایان رسیده و شادی‌های گذشته را از دست داده است. او به دنبال نشاط گمشده است اما آن را نمی‌یابد. شاعر از شب‌های تاریک و گذشته‌ای روشن که اکنون نیست، یاد می‌کند و از جفای مردم و ناتوانی خود در رسیدن به آرزوهایش می‌نالد. در پایان، از معشوق می‌خواهد چراغ دلش را با وصل روشن کند تا از فراق و تنهایی رهایی یابد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی، پیری و فراق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۱۰۶ - نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم

نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
نه دوست غیر تو دارم کسی نه دشمن هم ۱

طمع بعمر ابد از حیات وصلم بود
کنون ز هجر تو راضی شدم بمردن هم ۲

دریغ کشت جوانی که برق پیری سوخت
برفت خرمی ما بباد و خرمن هم ۳

نشاط گمشده می جویم و نمی یابم
ز عیش مطرب و ساقی و گشت گلشن هم ۴

فغان ز تیره شبی، وه کجا شد آن شبها
که آمدی بدرم مه زبام و روزن هم ۵

جفا کش همه خلقیم و دست ما کوتاه
نمیرسد بگریبان کس بدامن هم ۶

چراغ اهلی دلخسته برفروز از وصل
که جان چو شمع گدازد ز فرقت و تن هم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۰۵ - خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰۷ - مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.