خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات غمگین و تنهایی شاعر است که از بیوفایی دوستان، دوری از معشوق و بیپناهی در جهان رنج میبرد. شاعر خود را با شخصیتهای افسانهای مانند مجنون و یوسف مقایسه میکند و از دردهای عاطفی و ناامیدی خود میگوید.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق مانند غم، تنهایی و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اشارات ادبی و تاریخی (مانند یوسف و مجنون) نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۱۱ - پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
خواری ز پیش ماست که بسیار مانده ایم ۱
از جور سنگ فتنه رفیقان گریختند
ما پا سکشته ایم حزین وار مانده ایم ۲
مجنون و کوهکن ز غم آسوده دل شدند
ماییم کز غم تو دل افکار مانده ایم ۳
بردند دیگران بسخن کار خود ز پیش
ما بیزبان چو صورت دیوار مانده ایم ۴
یوسف عزیز مصر شد و ما ز شوق او
حیران هنوز بر سر بازار مانده ایم ۵
آن بیوفا طبیب نپرسد ز درد ما
ما از امید خسته و بیمار مانده ایم ۶
هر کسکه هست همدم یاریست در جهان
اهلی من و توایم که بی یار مانده ایم ۷
خواری ز پیش ماست که بسیار مانده ایم ۱
از جور سنگ فتنه رفیقان گریختند
ما پا سکشته ایم حزین وار مانده ایم ۲
مجنون و کوهکن ز غم آسوده دل شدند
ماییم کز غم تو دل افکار مانده ایم ۳
بردند دیگران بسخن کار خود ز پیش
ما بیزبان چو صورت دیوار مانده ایم ۴
یوسف عزیز مصر شد و ما ز شوق او
حیران هنوز بر سر بازار مانده ایم ۵
آن بیوفا طبیب نپرسد ز درد ما
ما از امید خسته و بیمار مانده ایم ۶
هر کسکه هست همدم یاریست در جهان
اهلی من و توایم که بی یار مانده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۰ - ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۲ - ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.