هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و جدایی از یار می‌نالد و احساسات خود را در قالب اشعاری غمگین بیان می‌کند. او از دوری یار، سوختن جان از بیم هجران و ناتوانی در تحمل این جدایی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و احساسات پیچیده‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و پرداختن به موضوعاتی مانند جدایی و هجران نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۱۲۱ - چو یار رخت سفر بست من چکار کنم

چو یار رخت سفر بست من چکار کنم
وداع عمر کنم یا وداع یار کنم ۱

توییکه میروی از چشم من چنین سرمست
منم که دوری ازین چشم پرخمار کنم ۲

تو اختیار سفر کردی از نظر رفتی
من از غم تو مگر مردن اختیار کنم ۳

من از میانه یاران اگر کنار کنم
تو در میان دلی از تو چون کنار کنم ۴

هنوز با منی و جان ز بیم هجران سوخت
بروز هجر چه با جان بقرار کنم ۵

اگر بکوه بگویم غم تو شیرین لب
چو کوهکن جگر کوه را فکار کنم ۶

ز روزگار جدایی چه پرسی ام اهلی
بروزگار شکایت ز روزگار کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۰ - خوش آنکه نهی پای بسر منزل خاکم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۲ - آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.