هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق، مستی، و دوری از معشوق سخن میگوید. او از نادیده گرفتن دنیای مادی و پناه بردن به عشق و مستی میگوید و همچنین به انتقاد از زاهدان ریاکار میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مستی و انتقادهای اجتماعی وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۱۲۴ - یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم
یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم
باشد این غم که مرا کشت فراموش کنم ۱
خرقه پوشان ورع را خبر از عشق کجاست
حل این نکته ز مستان قباپوش کنم ۲
من و خون خوردن از او گو مدهم لاله قدح
خون خورم به که می از دست خسان نوش کنم ۳
مطربم سوی طرب خواند و ناصح بصلاح
مصلحت چیست دلا حرف کرا گوش کنم ۴
گر برد بار سبوی می رندان دوشم
به که سجاده تقوی علم دوش کنم ۵
بخت آن نیز ندارم که چو مجنون طلبم
نو غزالی و بیاد تو هم آغوش کنم ۶
وقت آنست که چون اهلی از آن نرگس مست
سخنی گویم و یاران هم خاموش کنم ۷
باشد این غم که مرا کشت فراموش کنم ۱
خرقه پوشان ورع را خبر از عشق کجاست
حل این نکته ز مستان قباپوش کنم ۲
من و خون خوردن از او گو مدهم لاله قدح
خون خورم به که می از دست خسان نوش کنم ۳
مطربم سوی طرب خواند و ناصح بصلاح
مصلحت چیست دلا حرف کرا گوش کنم ۴
گر برد بار سبوی می رندان دوشم
به که سجاده تقوی علم دوش کنم ۵
بخت آن نیز ندارم که چو مجنون طلبم
نو غزالی و بیاد تو هم آغوش کنم ۶
وقت آنست که چون اهلی از آن نرگس مست
سخنی گویم و یاران هم خاموش کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۳ - بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۵ - رخ بخون سرخ کند دیده گریان خودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.