هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و هجران معشوقی سرکش و بیوفا مینالد. او از جور و بیدادی معشوق شکایت دارد و حال خود را خراب و ناتوان توصیف میکند. هجران معشوق برایش محنتبار است و وصال او نیز حسرتآفرین. شاعر خود را مانند مجنون، سرگشته و آواره میداند و از زیباییهای فریبنده معشوق مانند چشمان آهوگونه و روی نسترنگونش سخن میگوید. او از عشق نافرجام خود مینالد و آرزو میکند که ای کاش از آن زلفهای معشوق بهرهای میداشت. در پایان، شاعر اشاره میکند که عشق معشوق حتی پارسایان را نیز به میخواری میکشاند و از آه آتشین خود میگوید که حتی گلی بر زمین باقی نگذاشته است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق، هجران، و توصیفات شاعرانه نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۱۲۹ - من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم
من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم
حالم خراب از جور او کار دل بیچاره هم ۱
هجرش همه محنت بود وصل آتش حسرت بود
نی دوریم طاقت بود نی طاقت نظاره هم ۲
ز آهوی چشم آنجوان این پیر زار ناتوان
مجنون صفت شد در جهان سرگشته و آواره هم ۳
رویی چو برگ نسترن چشمی چو آهوی ختن
مردم فریب و راهزن کافر دل و عیاره هم ۴
تا کی بقصد جان ما زلفش کشد باد صبا
ایکاش از آن زلف دوتا ما را رسد یکتاره هم ۵
زد عاشق ناشاد او صد جامه چاک از یاد او
گر این بود بیداد او جانها شود صد پاره هم ۶
با چشم مست دلربا گر بنگرد آن بیوفا
خلوت نشین پارسا عاشق شود میخواره ام ۷
گر من برم زان سرو قد این داغها زیر لحد
گلهای آتش تا ابد خیزد ز خار از خاره هم ۸
دور از رخ آن نازنین اهلی ز آه آتشین
نگذاشت یک گل در زمین بر آسمان استاره هم ۹
حالم خراب از جور او کار دل بیچاره هم ۱
هجرش همه محنت بود وصل آتش حسرت بود
نی دوریم طاقت بود نی طاقت نظاره هم ۲
ز آهوی چشم آنجوان این پیر زار ناتوان
مجنون صفت شد در جهان سرگشته و آواره هم ۳
رویی چو برگ نسترن چشمی چو آهوی ختن
مردم فریب و راهزن کافر دل و عیاره هم ۴
تا کی بقصد جان ما زلفش کشد باد صبا
ایکاش از آن زلف دوتا ما را رسد یکتاره هم ۵
زد عاشق ناشاد او صد جامه چاک از یاد او
گر این بود بیداد او جانها شود صد پاره هم ۶
با چشم مست دلربا گر بنگرد آن بیوفا
خلوت نشین پارسا عاشق شود میخواره ام ۷
گر من برم زان سرو قد این داغها زیر لحد
گلهای آتش تا ابد خیزد ز خار از خاره هم ۸
دور از رخ آن نازنین اهلی ز آه آتشین
نگذاشت یک گل در زمین بر آسمان استاره هم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۸ - ایهمه آرزوی تو فکر من و خیال هم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۰ - ما پیش تیغ سربارادت نهاده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.