خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر بیانگر عشق و فداکاری بیحد شاعر به معشوق است. شاعر خود را قربانی معشوق میداند و با وجود رنجها و تیغ زبانها، همچنان استوار و وفادار مانده است. او از معشوق میخواهد که مانند ابر لطف کند و به او توجه نشان دهد، چرا که با وجود احساس کوچکی در برابر معشوق، عشق او به معشوق از همه جهان بیشتر است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده، درک این شعر را برای کودکان دشوار میسازد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با احساسات و مضامین بیانشده در شعر ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۱۳۰ - ما پیش تیغ سربارادت نهاده ایم
ما پیش تیغ سربارادت نهاده ایم
قربانی توایم و بدین کار زاده ایم ۱
بر ما چو شانه تیغ زبانها کشیده اند
تا یک گره ز سنبل زلفت گشاده ایم ۲
گر دیگران ز آتش خشمت گریختند
ما همچو شمع تا دم مردن ستاده ایم ۳
با ما چو چشم خویش تو در نقش بازیی
ما با تو همچو آینه یک لخت و ساده ایم ۴
امشب که گریه نیست به آهیم مبتلا
از آب جسته ایم و در آتش فتاده ایم ۵
ای ابر لطف مرحمتی کن که غنچه وار
پژمرده ایم و دل بشکفتن نهاده ایم ۶
از ذره کمتریم چو اهلی بکوی تو
لیکن بمهرت از همه عالم زیاده ایم ۷
قربانی توایم و بدین کار زاده ایم ۱
بر ما چو شانه تیغ زبانها کشیده اند
تا یک گره ز سنبل زلفت گشاده ایم ۲
گر دیگران ز آتش خشمت گریختند
ما همچو شمع تا دم مردن ستاده ایم ۳
با ما چو چشم خویش تو در نقش بازیی
ما با تو همچو آینه یک لخت و ساده ایم ۴
امشب که گریه نیست به آهیم مبتلا
از آب جسته ایم و در آتش فتاده ایم ۵
ای ابر لطف مرحمتی کن که غنچه وار
پژمرده ایم و دل بشکفتن نهاده ایم ۶
از ذره کمتریم چو اهلی بکوی تو
لیکن بمهرت از همه عالم زیاده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۹ - من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۱ - چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.