هوش مصنوعی: شاعر در این متن از غم و عشق خود می‌گوید و بیان می‌کند که عشق او به اندازه‌ای بزرگ است که نمی‌تواند آن را توصیف کند. او از این که مانند دیگران برای شهرت و آوازه عشق نمی‌ورزد، دفاع می‌کند و از درد فراق و ناتوانی در بیان احساساتش می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۱۳۱ - چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم

چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
چون سگان ریش کهن را بزبان تازه کنم ۱

شوقم اندازه حسن تو ندارد ایمه
کی توانم که نظر بر تو به اندازه کنم ۲

چشم بستم ز تو و عشق نه آنست که من
تکیه بر ملک دل از بستن دروازه کنم ۳

گر تو ای تازه خط از زلف نبخشی تاری
نسخه جان پریشان بچه شیرازه کنم ۴

اهلی از عشق چو بلبل نکنم ناله که من
عشقبازی نه پی شهرت و آوازه کنم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۰ - ما پیش تیغ سربارادت نهاده ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۲ - بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.