خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق ناامیدانه و درد دلهای عاشقانه سخن میگوید. او از تسلیم دل به معشوقی سنگدل و رضایت به فداکاری حتی به قیمت جان میگوید. همچنین به شیرینی و تلخی عشق اشاره میکند و در نهایت از ویرانی وجود خود بر اثر این عشق صحبت میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند فداکاری و درد عشق برای نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۱۱۳۳ - اگرچه رسم بود دل بدلستان دادن
اگرچه رسم بود دل بدلستان دادن
بدست دل نتوان بیش ازین عنان دادن ۱
سپرده ام دل خود را بدست خونخواری
که راضیم ز رهیدن ازو بجان دادن ۲
ز زهر چشم تو مردم یکی بخند آخر
که زهر نیز بشیرینی توان دادن ۳
بپایبوس تو در بزم وصل اگر رسم
خوش است به بوسه گهی هم بر آستان دادن ۴
نه آنچنان ز تو اهلی شدست خانه خراب
که از خرابی او میتوان نشان دادن ۵
بدست دل نتوان بیش ازین عنان دادن ۱
سپرده ام دل خود را بدست خونخواری
که راضیم ز رهیدن ازو بجان دادن ۲
ز زهر چشم تو مردم یکی بخند آخر
که زهر نیز بشیرینی توان دادن ۳
بپایبوس تو در بزم وصل اگر رسم
خوش است به بوسه گهی هم بر آستان دادن ۴
نه آنچنان ز تو اهلی شدست خانه خراب
که از خرابی او میتوان نشان دادن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۲ - بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۴ - ایکه دین و دلم ایثار تو خواهد بودن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.