هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق ناامیدانه و درد دلهای عاشقانه سخن میگوید. او از تسلیم دل به معشوقی سنگدل و رضایت به فداکاری حتی به قیمت جان میگوید. همچنین به شیرینی و تلخی عشق اشاره میکند و در نهایت از ویرانی وجود خود بر اثر این عشق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند فداکاری و درد عشق برای نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۱۱۳۳ - اگرچه رسم بود دل بدلستان دادن
اگرچه رسم بود دل بدلستان دادن
بدست دل نتوان بیش ازین عنان دادن ۱
سپرده ام دل خود را بدست خونخواری
که راضیم ز رهیدن ازو بجان دادن ۲
ز زهر چشم تو مردم یکی بخند آخر
که زهر نیز بشیرینی توان دادن ۳
بپایبوس تو در بزم وصل اگر رسم
خوش است به بوسه گهی هم بر آستان دادن ۴
نه آنچنان ز تو اهلی شدست خانه خراب
که از خرابی او میتوان نشان دادن ۵
بدست دل نتوان بیش ازین عنان دادن ۱
سپرده ام دل خود را بدست خونخواری
که راضیم ز رهیدن ازو بجان دادن ۲
ز زهر چشم تو مردم یکی بخند آخر
که زهر نیز بشیرینی توان دادن ۳
بپایبوس تو در بزم وصل اگر رسم
خوش است به بوسه گهی هم بر آستان دادن ۴
نه آنچنان ز تو اهلی شدست خانه خراب
که از خرابی او میتوان نشان دادن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۲ - بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۴ - ایکه دین و دلم ایثار تو خواهد بودن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.