خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی از عشق یکطرفه است. شاعر از بیتوجهی معشوق شکایت دارد و خود را در برابر او شرمنده میداند. همچنین اشاره میکند که عاشقان واقعی هرگز از عشق خود پاداشی نمیگیرند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و شکایت از عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۳۶ - ما خود بریده ایم دل از کار خویشتن
ما خود بریده ایم دل از کار خویشتن
لیکن تو رحم کن بگوفتار خویشتن ۱
من جان فروشم و تو بهیچم نمی خری
کس چون تو نیست واقف بازار خویشتن ۲
ما گفته ایم با تو تو با ما مگوی هیچ
شرمنده تو ایم ز گفتار خویشتن ۳
هر عاشقی که خون جگر از نظر بریخت
هرگز گلی نچید ز گلزار خویشتن ۴
اهلی که پیش یار بگوید حدیث تو
یار تو کیست گر نشوی یار خویشتن ۵
لیکن تو رحم کن بگوفتار خویشتن ۱
من جان فروشم و تو بهیچم نمی خری
کس چون تو نیست واقف بازار خویشتن ۲
ما گفته ایم با تو تو با ما مگوی هیچ
شرمنده تو ایم ز گفتار خویشتن ۳
هر عاشقی که خون جگر از نظر بریخت
هرگز گلی نچید ز گلزار خویشتن ۴
اهلی که پیش یار بگوید حدیث تو
یار تو کیست گر نشوی یار خویشتن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۵ - ایکه میسوزد رخت دلها بداغ خویشتن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۷ - شبی در آ ز در ایشمع و خانه روشن کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.