هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، درخواست شفا و شادی از طبیب (معشوق یا خداوند) را بیان میکند. شاعر از درد و رنج خود میگوید و از معشوق میخواهد که به درد دل او رسیدگی کند. همچنین، به داستانهای عاشقانه مانند شیرین و فرهاد و یوسف و زلیخا اشاره دارد و از معشوق میخواهد که مانند آنها مهربان باشد و مستمندان غم را از بند ستم آزاد کند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشاره به داستانهای پیچیده مانند شیرین و فرهاد و یوسف و زلیخا، فهم آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
شماره ۱۱۳۸ - پرسشی کن ایطبیب و جان ما را شاد کن
پرسشی کن ایطبیب و جان ما را شاد کن
دردمندان توایم از دردمندان یاد کن ۱
خسرو خوبان که شیرین کام باد از جام عیش
رحم گو بر تلخی جان کندن فرهاد کن ۲
شکر این شادی که کردت بخت چون یوسف عزیز
مستمندان غم از بند ستم آزاد کن ۳
گوشه گیران را ز حسرت خانه دل شد خراب
گوشه چشمی فکن صد خانه را آباد کن ۴
ناله کرد از بخت خود اهلی چه خوبش گفت بخت
بنده آن شاه حسنی پیش او فریاد کن ۵
دردمندان توایم از دردمندان یاد کن ۱
خسرو خوبان که شیرین کام باد از جام عیش
رحم گو بر تلخی جان کندن فرهاد کن ۲
شکر این شادی که کردت بخت چون یوسف عزیز
مستمندان غم از بند ستم آزاد کن ۳
گوشه گیران را ز حسرت خانه دل شد خراب
گوشه چشمی فکن صد خانه را آباد کن ۴
ناله کرد از بخت خود اهلی چه خوبش گفت بخت
بنده آن شاه حسنی پیش او فریاد کن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۷ - شبی در آ ز در ایشمع و خانه روشن کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۹ - چند باشی با بدان یاد از نکو خواهی بکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.