هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی و عشق سخن میگوید، اما همچنین از درد و رنج ناشی از آن نیز یاد میکند. او از ظلم و بیعدالتی شکایت دارد و به امید دیدار معشوق، چشم به راه است. در نهایت، شاعر از غم و اندوهی میگوید که دلش را به خون تبدیل کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به درد و رنج و ظلم ممکن است برای برخی از افراد جوانتر ناراحتکننده باشد.
شماره ۱۱۴۳ - چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این
چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این
چه عشق است این زهی محنت مگر قهر آله است این ۱
مگر گر بد کنم آه دلت بر من کجا گیرد
حذرکن کاتش محض است جان من نه آه است این ۲
چه ظلم است این که میتابی رخ از فریاد مظلومان
سگ فریاد خوانی نیست آخر داد خواه است این ۳
بامید کف پای تو چشمم خاک ره گردید
بنه در چشم من پای همان دان خاک راه است این ۴
ز غم خون شد دل اهلی اگر باور نمیداری
دو چشم خون فشان بنگر که بر حالش گواه است این ۵
چه عشق است این زهی محنت مگر قهر آله است این ۱
مگر گر بد کنم آه دلت بر من کجا گیرد
حذرکن کاتش محض است جان من نه آه است این ۲
چه ظلم است این که میتابی رخ از فریاد مظلومان
سگ فریاد خوانی نیست آخر داد خواه است این ۳
بامید کف پای تو چشمم خاک ره گردید
بنه در چشم من پای همان دان خاک راه است این ۴
ز غم خون شد دل اهلی اگر باور نمیداری
دو چشم خون فشان بنگر که بر حالش گواه است این ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۲ - دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۴ - میخواست شب که داغ نهد دلستان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.