هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و حسرت خود به معشوق میگوید. او آرزو میکند که حتی اگر به خاک تبدیل شود، یاد معشوق از دلش نرود. شمع محفلش را نور معشوق میخواهد و از درد دل و داغ عشق شکایت میکند. او از عمری که بیحاصل گذشته سخن میگوید و آرزو میکند سایهی معشوق بر سرش بیفتد. در پایان، از مستی و عشق میگوید و تمایل دارد به کعبهی دلخواهش برسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۱۴۹ - گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من
گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من
حسرت سبزه خطت نرود از دل من ۱
ای چراغ نظر و شمع شبستان همه
یکشب از شمع رخ افروخته کن محفل من ۲
قصه درد دل از داغ تو تا کی گویم
آه ازین درد دل و وای ز داغ دل من ۳
دانه خال تو حاصل نشد از خرمن عمر
گو ببر باد فنا خرمن بیحاصل من ۴
مگذر از من که سرم کوی تو زان منزل ساخت
که فتد سایه سرو تو بسر منزل من ۵
ساقی امشب مه من مست و سر افشان سازش
که بمستی مگر آنسرو شود مایل من ۶
رخت در کعبه مقصود کشم چون اهلی
گر ببندد اجل از کوی بتان محمل من ۷
حسرت سبزه خطت نرود از دل من ۱
ای چراغ نظر و شمع شبستان همه
یکشب از شمع رخ افروخته کن محفل من ۲
قصه درد دل از داغ تو تا کی گویم
آه ازین درد دل و وای ز داغ دل من ۳
دانه خال تو حاصل نشد از خرمن عمر
گو ببر باد فنا خرمن بیحاصل من ۴
مگذر از من که سرم کوی تو زان منزل ساخت
که فتد سایه سرو تو بسر منزل من ۵
ساقی امشب مه من مست و سر افشان سازش
که بمستی مگر آنسرو شود مایل من ۶
رخت در کعبه مقصود کشم چون اهلی
گر ببندد اجل از کوی بتان محمل من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۸ - شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۰ - گر با تو نیم دولتم ایشوخ بس است این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.