خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و فراق یار میگوید و اشتیاق دیدار او را بیان میکند. او از بیقراری و آتش عشق سخن میگوید و امیدوار است که روزی یارش به او بازگردد. تشبیهات زیبایی مانند مقایسه خود با مجنون و غبار راه یار، عمق احساساتش را نشان میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۵۵ - چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
که میپندارم اینک خواهد آمد در کنار من ۱
شب هجران چه سان بر بستر راحت نهم پهلو
که هر مو دور ازو خاریست در جسم فکار من ۲
ز من دارد فراغ آنشوخ و من در آتش محنت
بدین امید میسوزم که خواهد گشت یار من ۳
چو مجنون بیرخ لیلی چنان کز وی غباری ماند
مگر باد آورد روزی بکوی او غبار من ۴
تنم خاک ره یارست و جان چون گردباد از شوق
برقص افتاده و گردش همیگردد غبار من ۵
مراد من ازو اهلی بود فکر محال اما
خدا محروم نگذارد دل امیدوار من ۶
که میپندارم اینک خواهد آمد در کنار من ۱
شب هجران چه سان بر بستر راحت نهم پهلو
که هر مو دور ازو خاریست در جسم فکار من ۲
ز من دارد فراغ آنشوخ و من در آتش محنت
بدین امید میسوزم که خواهد گشت یار من ۳
چو مجنون بیرخ لیلی چنان کز وی غباری ماند
مگر باد آورد روزی بکوی او غبار من ۴
تنم خاک ره یارست و جان چون گردباد از شوق
برقص افتاده و گردش همیگردد غبار من ۵
مراد من ازو اهلی بود فکر محال اما
خدا محروم نگذارد دل امیدوار من ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۴ - گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۶ - ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.