هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و ایثار سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حاضر است جان خود را در راه معشوق فدا کند. او از معشوق می‌خواهد که مانند چشمه‌ی حیات به او نزدیک شود و با بوسه‌هایش او را سیراب کند. شاعر همچنین اشاره‌ای به حضرت خضر و عیسی دارد و از معشوق می‌خواهد که مانند آنها راهنما و حیات‌بخش او باشد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات تاریخی و مذهبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۱۶۱ - گر بوسه دهی زان لب خندان کهه دهم جان

گر بوسه دهی زان لب خندان کهه دهم جان
بوسم دهن تنگ تو چندان که دهم جان ۱

ارزان بود از بوسه خرم از تو بجان لیک
هرگز ندهی بوسه ام ارزان که دهم جان ۲

خضر ره من شو که درین ظلمت دوری
نزدیک شد ایچشمه حیوان که دهم جان ۳

هرچند بعیسی نفسی جان دهیم باز
بازآ نفسی پیشتر از آن که دهم جان ۴

بر باد دهم جان بهوای تو چو اهلی
گر باد رساند ز تو فرمان که دهم جان ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۰ - اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶۲ - دارد رقیب بهر تو چشم حسد بمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.