این شعر عاشقانه و عرفانی به ستایش معشوق میپردازد که مانند ماه، نور چشم و چراغ عاشقان است. معشوق به عنوان تسکیندهنده دردها، مونس دلهای تنها و تازهکننده باغ عشق توصیف شده است. شاعر بیان میکند که عاشقان هرگز از دیدن معشوق سیر نمیشوند و وجود او مانند نسیم رحمت و بوی بهشت است. در پایان، شاعر اطمینان میدهد که چراغ عشق با وجود معشوق همیشه روشن خواهد ماند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۶۳ - ای تو بروی همچو مه چشم و چراغ عاشقان
راحت جان بیدلان مرهم داغ عاشقان ۱
روشنی دو دیده یی، مونس دل رمیده یی
تازه بهار این چمن نوگل باغ عاشقان ۲
بسکه ز دیدن رخت سیر نمیشود نظر
یکنفس از نظاره ات نیست فراغ عاشقان ۳
گرنه نسیم رحمتت روز جزا رسد بخلق
بوی بهشت کی کند تازه دماغ عاشقان ۴
اهلی از آفت فنا غم نخوریم تا ابد
کز رخ شمع ما بود زنده چراغ عاشقان ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.