خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید و از بیتوجهی و جفای او شکایت دارد. او معشوق را به گل و فرشته تشبیه میکند و از درد دوری و نبود توجه مینالد. همچنین، به تأثیر عشق بر دل سخت اشاره میکند و از ناتوانی در رسیدن به وصال معشوق میگوید.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک کامل نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۶۵ - تو که پیش بیغمانی چو گل از نشاط خندان
تو که پیش بیغمانی چو گل از نشاط خندان
رخ خود چو غنچه درهم چه کشی ز دردمندان ۱
ز لب تو بیعنایت، بکجا برم شکایت
که صدم جفاست از وی ز تو صدهزار چندان ۲
چکنم که در نگیرد بتو شمع برق آهی
که چو موم نرم سازد دل سخت تر ز سندان ۳
بلب تو جای دندان که گمان برد ز تندی
چو مجال دیدن کس نبود چه جای دندان ۴
تو بدین جمال و خوبی دل تنگ نیست جایت
که فرشته کس مقید نکند بکنج زندان ۵
دل من بخود پسندی نکشد ز سجده ات سر
که فرشته دیو سازد سر کبر خودپسندان ۶
نرسید دست اهلی بسه قدان گلرخ
نرسد بدست کوته گل وصل سربلندان ۷
رخ خود چو غنچه درهم چه کشی ز دردمندان ۱
ز لب تو بیعنایت، بکجا برم شکایت
که صدم جفاست از وی ز تو صدهزار چندان ۲
چکنم که در نگیرد بتو شمع برق آهی
که چو موم نرم سازد دل سخت تر ز سندان ۳
بلب تو جای دندان که گمان برد ز تندی
چو مجال دیدن کس نبود چه جای دندان ۴
تو بدین جمال و خوبی دل تنگ نیست جایت
که فرشته کس مقید نکند بکنج زندان ۵
دل من بخود پسندی نکشد ز سجده ات سر
که فرشته دیو سازد سر کبر خودپسندان ۶
نرسید دست اهلی بسه قدان گلرخ
نرسد بدست کوته گل وصل سربلندان ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۴ - خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶۶ - میمیرم و خار غمت از جان نمیآید برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.