خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از خار غم، تیر عشق، و سوز دل یاد می‌کند و بیان می‌دارد که این رنج‌ها به‌آسانی از جان و دل بیرون نمی‌روند. همچنین، او به زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر روح خود اشاره می‌کند.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های ادبی و مفاهیم انتزاعی درک آن را برای سنین پایین‌تر دشوار می‌کند.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۶۶ - میمیرم و خار غمت از جان نمیآید برون

می‌میرم و خار غمت از جان نمی‌آید برون
خاری که ره در جان کند آسان نمی‌آید برون ۱

وه‌وه چه نازک می‌دمد گر در رخت خط سیه
بر گرد گل زین خوب‌تر ریحان نمی‌آید برون ۲

من کشته آن کز تنم تیر تو ره در دل کند
یاران به غم کز سینه‌ام پیکان نمی‌آید برون ۳

عیبم مکن کز سوز دل روشن ز چاک سینه‌ام
آتش چو سر زد شعله‌اش پنهان نمی‌آید برون ۴

جان سوخت اهلی را ز غم دلسوز از آن شد ناله‌اش
در دل نگیرد هر نفس کز جان نمی‌آید برون ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۵ - تو که پیش بیغمانی چو گل از نشاط خندان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶۷ - موسم خزان ایگل در چمن گذاری کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.