هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که در لحظات سخت و حتی در آستانه مرگ، با کلمات شیرینش او را تسکین دهد. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که با رفتارهایش دردهایش را التیام بخشد. همچنین، او به امید وصال و آرامش در آخرت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۸۶ - وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
تلخی زهر اجل در دل من شیرین کن ۱
من نگویم که مرا عشوه وصل تو دواست
تو بهر شیوه که خواهی دل من تسکین کن ۲
سیرت از غمزه دیدار نشاید دیدن
یکنفس خواب کن و دیده من بالین کن ۳
گر بر آنی که پس از مرگ به کوثر برسم
یک دو حرف از لب شیرین خودت تلقین کن ۴
دیده ام پاس خیالت تو بخار مژه داشت
ناوک خود همه در دیده من پرچین کن ۵
زرد رویم مهل ایگریه درین آخر عمر
چونخزان چهره ام از خونجگر رنگین کن ۶
در خم زلف تو اهلی دل مسکین خون کرد
زلف مشکین بگشا فکر دل مسکین کن ۷
تلخی زهر اجل در دل من شیرین کن ۱
من نگویم که مرا عشوه وصل تو دواست
تو بهر شیوه که خواهی دل من تسکین کن ۲
سیرت از غمزه دیدار نشاید دیدن
یکنفس خواب کن و دیده من بالین کن ۳
گر بر آنی که پس از مرگ به کوثر برسم
یک دو حرف از لب شیرین خودت تلقین کن ۴
دیده ام پاس خیالت تو بخار مژه داشت
ناوک خود همه در دیده من پرچین کن ۵
زرد رویم مهل ایگریه درین آخر عمر
چونخزان چهره ام از خونجگر رنگین کن ۶
در خم زلف تو اهلی دل مسکین خون کرد
زلف مشکین بگشا فکر دل مسکین کن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸۵ - بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸۷ - در غنچه چو گل تا بکیی گوش بمن کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.