خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق ناامیدانه و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را گرفتارترین، بیمارترین و رنجکشیدهترین فرد در عشق میداند و از بیپناهی و تنهایی خود در این راه شکایت دارد. همچنین، از ترس از دست دادن معشوق و رنجهای ناشی از رقیبان میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی بیان شده در شعر برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۱۱۹۱ - من زار و دل غمزده هم زار تر از من
من زار و دل غمزده هم زار تر از من
در عشق تو کس نیست گرفتار از من ۱
کار همه دشوار شد از عشق ولیکن
بر کس نبود عشق تو دشوار تر از من ۲
بیمارم و غیر از دل خود نیست طبیبم
او نیز بصد مرتبه بیمار تر از من ۳
خواهم که بعیاریت از دست برم جان
ترسم که بود چشم تو عیارتر از من ۴
بر جان من آزار رقیبان تو بیشست
هرچند که کس نیست کم آزارتر از من ۵
حال شب و سیر فلک از دیده من پرس
کس نیست درین دایره بیدارتر از من ۶
اهلی همه کس در ره دل خوار شود لیک
خاری ز زمین سر نزند خوارتر از من ۷
در عشق تو کس نیست گرفتار از من ۱
کار همه دشوار شد از عشق ولیکن
بر کس نبود عشق تو دشوار تر از من ۲
بیمارم و غیر از دل خود نیست طبیبم
او نیز بصد مرتبه بیمار تر از من ۳
خواهم که بعیاریت از دست برم جان
ترسم که بود چشم تو عیارتر از من ۴
بر جان من آزار رقیبان تو بیشست
هرچند که کس نیست کم آزارتر از من ۵
حال شب و سیر فلک از دیده من پرس
کس نیست درین دایره بیدارتر از من ۶
اهلی همه کس در ره دل خوار شود لیک
خاری ز زمین سر نزند خوارتر از من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۰ - باده مینوش و بدین مشغله میگذران
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۲ - ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.