هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق مینالد و از معشوق میخواهد که یا او را نجات دهد یا کاملاً نابود کند. او طلب جرعهای از محبت معشوق را دارد و از ناتوانی خود در برابر جلال معشوق سخن میگوید. در پایان، از بیمهری دیگران شکایت کرده و میگوید اگر کسی از حالش پرسید، به او بگویند به دل زخمخوردهاش نگاه کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۱۹۳ - سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
یا برآر از خاک یا یکباره در خاکم فکن ۱
چون بخاکم گر زنده خواهی دیگرم
قطره یی بر خاک از آنروزی عرقناکم فکن ۲
پیش از آنساعت که گردد کار گر زهر اجل
جرعه یی در کام از آن لعل چو تریاکم فکن ۳
چشم من لایق کجا باشد بخورشید رخت
پرتو اندیشه یی در چشم ادراکم فکن ۴
اهلی آن بدمهر اگر پرسد ز احوال درون
گو نظر بر حال دل از سینه چاکم فکن ۵
یا برآر از خاک یا یکباره در خاکم فکن ۱
چون بخاکم گر زنده خواهی دیگرم
قطره یی بر خاک از آنروزی عرقناکم فکن ۲
پیش از آنساعت که گردد کار گر زهر اجل
جرعه یی در کام از آن لعل چو تریاکم فکن ۳
چشم من لایق کجا باشد بخورشید رخت
پرتو اندیشه یی در چشم ادراکم فکن ۴
اهلی آن بدمهر اگر پرسد ز احوال درون
گو نظر بر حال دل از سینه چاکم فکن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۲ - ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۴ - درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.