هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردهای پنهان و ناگفتهاش میگوید که بیان آنها دشوار است. او از غم و اندوهی مینالد که مانند گل شکفته میشود اما با خندهای زهرآگین همراه نیست. همچنین، از خطرات و حادثههای زندگی میترسد و به عشق و وفا اشاره میکند که مانند گنجی پنهان در دل ویرانهاش است. در نهایت، از حسرت و تلخیهای عشق سخن میگوید و امید به نسیم دوستی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد پنهان، حسرت، و خطرات زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۱۹۴ - درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان
درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان
درد دلی مراست که گفتن نمی توان ۱
خواهم شکفته رو زیم از غم چو گل ولی
هرگز بزهر خنده شکفتن نمی توان ۲
خواب صبوح اگرچه بیوسف رخان خوشست
غافل ز گرگ حادثه خفتن نمی توان ۳
هر در که هست سفته ز الماس همت است
وصل تو گوهریست که سفتن نمی توان ۴
گفتی که لعل من کشد از زهر حسرتت
وه کاین حدیث تلخ شنفتن نمی توان ۵
شد داغ عشق در دل ویرانه ام نهان
گنج وفا بخاک نهفتن نمی توان ۶
اهلی اگرنه بر تو نسیمی وزد ز دوست
گرد غم از جبین تو رفتن نمی توان ۷
درد دلی مراست که گفتن نمی توان ۱
خواهم شکفته رو زیم از غم چو گل ولی
هرگز بزهر خنده شکفتن نمی توان ۲
خواب صبوح اگرچه بیوسف رخان خوشست
غافل ز گرگ حادثه خفتن نمی توان ۳
هر در که هست سفته ز الماس همت است
وصل تو گوهریست که سفتن نمی توان ۴
گفتی که لعل من کشد از زهر حسرتت
وه کاین حدیث تلخ شنفتن نمی توان ۵
شد داغ عشق در دل ویرانه ام نهان
گنج وفا بخاک نهفتن نمی توان ۶
اهلی اگرنه بر تو نسیمی وزد ز دوست
گرد غم از جبین تو رفتن نمی توان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۳ - سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۵ - من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.