هوش مصنوعی: شاعر از عشق و شوق بی‌اختیار خود به معشوق می‌گوید و درد دوری و نادیدنت را بیان می‌کند. او از بخت بد و آرزوهای بربادرفته شکایت دارد، اما همچنان به عشق وفادار است و حتی صحبت نکردن را ترجیح می‌دهد، به شرطی که در خاک آستان معشوق باشد. در پایان، از معشوق می‌خواهد که حال او را بپرسد، چرا که عمرش در گفتگوی با معشوق گذشته است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۱۲۰۷ - ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو

ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو
ولی بی اختیارم شوق می آرد بسوی تو ۱

اگر مهر تو و بخت من بد روز این باشد
ز دنیا بایدم رفتن بداغ آرزوی تو ۲

ندارم طاقت نادیدنت هرچند میدانم
که سوزم میشود افزون چو می بینم بروی تو ۳

چو تاب صحبتم نبود همان بهتر که بنشینم
بخاک آستان و گوش دل بر های و هوی تو ۴

تو هم یادیکن از اهلی بپرس از حال او باری
که آنبیچاره عمرش صرفشد در گفتگوی تو ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۰۶ - تا بکی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰۸ - هرچند که دیدم همه جور و ستم از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.