هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و جفای معشوق میگوید. او از غم و اندوهی که معشوق بر او تحمیل کرده سخن میگوید و بیان میکند که چگونه این عشق او را پیر و ناتوان کرده است. همچنین، شاعر به مستی و سرمستی معشوق اشاره میکند و از این که خود در این میانه تنها و دورافتاده است، شکوه میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۱۹ - گرچه به تیغ جفا سینه فکارم از او
گرچه به تیغ جفا سینه فکارم از او
تا نرود سر ز دست دست ندارم از او ۱
هرکه نشد غرق خون ره نبرد کز غمش
من بچه باران ترم زیر چه بارم از او ۲
در غم آن نوجوان پیر شدم از وفا
ناوک چشم اینزمان چشم ندارم از او ۳
نرگس مستش که شد ساقی بزم همه
عالمی از وی خوشان من بخمارم از او ۴
مانع وصل حبیب بیخودی اهلی است
یار بمن در میان من بکنارم از او ۵
تا نرود سر ز دست دست ندارم از او ۱
هرکه نشد غرق خون ره نبرد کز غمش
من بچه باران ترم زیر چه بارم از او ۲
در غم آن نوجوان پیر شدم از وفا
ناوک چشم اینزمان چشم ندارم از او ۳
نرگس مستش که شد ساقی بزم همه
عالمی از وی خوشان من بخمارم از او ۴
مانع وصل حبیب بیخودی اهلی است
یار بمن در میان من بکنارم از او ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱۸ - همچو رخسار تو در عالم گلی بیخار کو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲۰ - بسوخت جان مرا اشتیاق خدمت تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.