هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فداکاری خود برای معشوق سخن میگوید. او از جفاها و رنجهای عشق شکایت دارد، اما با وجود همه اینها، همچنان عاشق و فداکار باقی میماند. شاعر از زیبایی و صفای معشوق میگوید و بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند جای او را بگیرد. او حتی حاضر است سگ کوی معشوق باشد و از غبار پای او چشمهایش را بشوید. در نهایت، شاعر تأکید میکند که همه رنجها را به خاطر معشوق تحمل میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'سگ کوی او' ممکن است نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشند که برای گروههای سنی پایین مناسب نیست.
شماره ۱۲۲۵ - بوفای او که گرم کشد نکنم فغان ز جفای او
بوفای او که گرم کشد نکنم فغان ز جفای او
ز هلاک من چه زیان فتد من و صد چو من بفدای او ۱
غم گلرخی که مرا بود همه عمر از آن نشود کهن
که هزار اگر گل نو بود نرسد یکی بصفای او ۲
ببهانه یی که دلم طپد سخنی کنم بطبیب خود
نه غلط که گر نگهی کند بطپد دلم بهوای او ۳
چه بود اگر سگ کوی او سوی چشم من گذری کند
که بشوید آب دو دیده ام ز غبار ره کف پای او ۴
چه شکایت از دگران کنم چو بلای من دل اهلی است
بخدا که من ستم بتان همه میکشم ز برای او ۵
ز هلاک من چه زیان فتد من و صد چو من بفدای او ۱
غم گلرخی که مرا بود همه عمر از آن نشود کهن
که هزار اگر گل نو بود نرسد یکی بصفای او ۲
ببهانه یی که دلم طپد سخنی کنم بطبیب خود
نه غلط که گر نگهی کند بطپد دلم بهوای او ۳
چه بود اگر سگ کوی او سوی چشم من گذری کند
که بشوید آب دو دیده ام ز غبار ره کف پای او ۴
چه شکایت از دگران کنم چو بلای من دل اهلی است
بخدا که من ستم بتان همه میکشم ز برای او ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۲۴ - بنمای آتشین رخ و مست شراب شو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲۶ - تو آب خضری و ما تشنه عاشقان از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.