هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر به ستایش معشوق خود میپردازد و عشق و فداکاری خود را بیان میکند. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و خود را فدایی او میداند. شاعر از بوی معشوق، چشمان سیاه او و جمالش به نیکی یاد میکند و خود را سگ آهوی معشوق میخواند. در نهایت، او آرزو میکند که بتواند در کنار معشوق باشد و دلش تنها به یاد او روشن بماند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'بت پرستی' و 'کفر' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای مخاطبان جوانتر داشته باشد.
شماره ۱۲۲۸ - سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو
سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو
زانها که گوید جان من جانها فدای روی تو ۱
در بت پرستی کافرم در عشقبازی کج نظر
گر قبله جانم بود غیر از خم ابروی تو ۲
ای نوغزال مشکبو جانم ز بویت تازه شد
گر زنده اند از جان کسان من زنده ام از بوی تو ۳
هرچند از من میرمد آن آهوی چشم سیه
دزدیده می بیند مرا ای من سگ آهوی تو ۴
خلقی ز حسرت مینهد سر بر سر زانوی خود
یارب که باشد کو نهد سر بر سر زانوی تو ۵
ای آفتاب عاشقان باشد که باری بنگرم
شخص نزار خویشرا چون ماه نو پهلوی تو ۶
اهلی که از عکس رخت روشن بود آیینه اش
نقشی نبندد در دلش جز صورت دلجوی تو ۷
زانها که گوید جان من جانها فدای روی تو ۱
در بت پرستی کافرم در عشقبازی کج نظر
گر قبله جانم بود غیر از خم ابروی تو ۲
ای نوغزال مشکبو جانم ز بویت تازه شد
گر زنده اند از جان کسان من زنده ام از بوی تو ۳
هرچند از من میرمد آن آهوی چشم سیه
دزدیده می بیند مرا ای من سگ آهوی تو ۴
خلقی ز حسرت مینهد سر بر سر زانوی خود
یارب که باشد کو نهد سر بر سر زانوی تو ۵
ای آفتاب عاشقان باشد که باری بنگرم
شخص نزار خویشرا چون ماه نو پهلوی تو ۶
اهلی که از عکس رخت روشن بود آیینه اش
نقشی نبندد در دلش جز صورت دلجوی تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۲۷ - تا کی ز دهانش بود ایدل سخن تو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲۹ - آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.