هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد دوری از معشوق و آرزوی وصال است. شاعر خود را مانند مگسهایی میداند که به شکر معشوق جذب شدهاند اما توسط رقیبان دور میشوند. او از غم هجران مینالد و از معشوق میخواهد که بازگردد و بوی خود را به او برساند. شاعر همچنین به مقایسهای بین خود (پیر) و معشوق (جوان) پرداخته و از دوری از دیدار معشوق شکایت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عارفانه عمیق است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۳۲ - مشتی مگسانیم سپند شکر تو
مشتی مگسانیم سپند شکر تو
ما را بچه رانند رقیبان ز بر تو ۱
از دیده بدل رفتی و نزدیک هلاکم
بازآ که بسی دور کشید این سفر تو ۲
بفرست بمن بوی خود ای یوسف مصری
کز رشگ عزیزان ندهندم خبر تو ۳
ایکعبه جان روی من از قبله بگردد
گر قبله حاجت بودم غیر در تو ۴
هرچند که من پیرم و تو نخل جوانی
پیش آی که دستی بزنم در کمر تو ۵
خورشید رخا، هستی خود باز ندیدم
تا ذره صفت دور شدم از نظر تو ۶
اهلی چو نماند از غم او در جگرت آب
حیران لب خشکم و این چشم تر تو ۷
ما را بچه رانند رقیبان ز بر تو ۱
از دیده بدل رفتی و نزدیک هلاکم
بازآ که بسی دور کشید این سفر تو ۲
بفرست بمن بوی خود ای یوسف مصری
کز رشگ عزیزان ندهندم خبر تو ۳
ایکعبه جان روی من از قبله بگردد
گر قبله حاجت بودم غیر در تو ۴
هرچند که من پیرم و تو نخل جوانی
پیش آی که دستی بزنم در کمر تو ۵
خورشید رخا، هستی خود باز ندیدم
تا ذره صفت دور شدم از نظر تو ۶
اهلی چو نماند از غم او در جگرت آب
حیران لب خشکم و این چشم تر تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳۱ - پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشو
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳۳ - قدر ارباب وفا نیست بخاک در تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.