هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا، حالات روحی و عاشقانهای را توصیف میکند که در آن شاعر از عشق، بیخودی، حسرت و وصال سخن میگوید. او از آتش عشق، اشک حسرت و دلباختگی میگوید و به جلوهگاه عشق در دل اشاره میکند. همچنین، شوریدگی و سماع عارفانه نیز در ابیات مشهود است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مانند 'بیخودی' و 'سماع' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارند.
شماره ۱۲۵۳ - آتش آهم نهال وادی ایمن شده
آتش آهم نهال وادی ایمن شده
باز این آتش نگه کن کز کجا روشن شده ۱
من چنین مدهوش وصل و غافلم از بیخودی
اشک حسرت آمده از دیده تا دامن شده ۲
نیست جز آیینه چشم دل او را جلوه گاه
زانکه در دل دیدمش هرگه ز چشم من شده ۳
گر دهان بر آه بندم از شکاف سینه ام
آتشی بینم بلند از چاک پیراهن شده ۴
اهلی شوریده چون خود را نگه دارد که دوش
در سماع افتاده با او دست در گردن شده ۵
باز این آتش نگه کن کز کجا روشن شده ۱
من چنین مدهوش وصل و غافلم از بیخودی
اشک حسرت آمده از دیده تا دامن شده ۲
نیست جز آیینه چشم دل او را جلوه گاه
زانکه در دل دیدمش هرگه ز چشم من شده ۳
گر دهان بر آه بندم از شکاف سینه ام
آتشی بینم بلند از چاک پیراهن شده ۴
اهلی شوریده چون خود را نگه دارد که دوش
در سماع افتاده با او دست در گردن شده ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵۲ - تنم که غرقه بخون اشک لاله گون کرده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵۴ - گهی که زلف بر آن روی مهوش افتاده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.