خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج عشق و جدایی مینالد. او خود را بیمار، تشنه و تنها توصیف میکند که از قافله عقب مانده است. از محبوبش میخواهد که به او توجه کند، اما محبوب راضی نیست و او را در حسرت گذاشته است. رقیبان به مقصود رسیدهاند، اما او و دیگر عاجزان در این مرحله ماندهاند. درد و نالههایش همچنان در گوش و دلش طنین انداز است و از عقل میخواهد که فریادش را برساند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی و فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۶۶ - بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
آبی که بود در جگرم ز آبله مانده ۱
بگشا سر آن زلف چو زنجیر و نگه کن
جان داده صد آشفته و در سلسله مانده ۲
تن غرقه بخون دل و محبوب نه راضی
ما خسته و پا در گل و او در گله مانده ۳
رفتند رقیبان همه در کعبه مقصود
عاجز صفتانند درین مرحله مانده ۴
جان رخت ببست از تن پر درد و هنوزش
در گوش و دل از ناله من غلغله مانده ۵
فریادرس ایعقل گرانمایه که اهلی
در چنگ حریفان تنگ حوصله مانده ۶
آبی که بود در جگرم ز آبله مانده ۱
بگشا سر آن زلف چو زنجیر و نگه کن
جان داده صد آشفته و در سلسله مانده ۲
تن غرقه بخون دل و محبوب نه راضی
ما خسته و پا در گل و او در گله مانده ۳
رفتند رقیبان همه در کعبه مقصود
عاجز صفتانند درین مرحله مانده ۴
جان رخت ببست از تن پر درد و هنوزش
در گوش و دل از ناله من غلغله مانده ۵
فریادرس ایعقل گرانمایه که اهلی
در چنگ حریفان تنگ حوصله مانده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶۵ - بیا و ساقی جان شو به تشنه آبی ده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶۷ - مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.