خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از رنجهای عشق و بیعدالتیهای جهان سخن میگوید. شاعر از درد عشق، سنگدلی معشوق، و ناملایمات روزگار شکایت دارد و آرزوی رهایی از این رنجها را میکند. همچنین، او به ستایش معشوق و وفاداری عاشقان اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۱۲۶۷ - مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
که بهر غنچه ازین باغ دلی پاره شده ۱
صحبت خلق جهان مایه آزار دل است
ای خوش آندل که بکوی عدم آواره شده ۲
از ستمهای تو ایماه که نالد بفلک
که فلک همچو تو بد مهر و ستمکاره شده ۳
عاشقان تو بشبگیر در آن قافله اند
که چراغ رهشان ثابت و سیاره شده ۴
آه ازین سنگدلی وه که اثر در تو نکرد
آب چشمم که رهش در جگر خاره شده ۵
جان همه لطف تو اهلی سگ تو
چاره او کن از الطاف که بیچاره شده ۶
که بهر غنچه ازین باغ دلی پاره شده ۱
صحبت خلق جهان مایه آزار دل است
ای خوش آندل که بکوی عدم آواره شده ۲
از ستمهای تو ایماه که نالد بفلک
که فلک همچو تو بد مهر و ستمکاره شده ۳
عاشقان تو بشبگیر در آن قافله اند
که چراغ رهشان ثابت و سیاره شده ۴
آه ازین سنگدلی وه که اثر در تو نکرد
آب چشمم که رهش در جگر خاره شده ۵
جان همه لطف تو اهلی سگ تو
چاره او کن از الطاف که بیچاره شده ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶۶ - بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶۸ - بد فرصتت چرخ فلک تن فرو مده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.