هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و عشق سخن میگوید. او با تصاویر شاعرانه مانند طوفان، گل و خار، و دود از خرمن، احساسات خود را بیان میکند. شاعر از رنج دوری معشوق و اشتیاق به وصال او مینالد و در نهایت، عشق را به عنوان ارزشی والا میستاید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۷۱ - از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
صبح قیامتش ز گریبان برآمده ۱
ای مردم دو دیده به کشتی چشم من
بنشین که از فراق تو طوفان برآمده ۲
دور از گل رخ تو چو مجنون گریستم
چندانکه گل ز خار مغیلان برآمده ۳
هرگه که آهی از غم داغت کشیده ام
دودی ز خرمن مه تابان برآمده ۴
تا خط دمید گرد رخ روحپرورت
چون من هزار سوخته از جان برآمده ۵
جان خوش بود بپای تو دادن بهر طرف
هرجا که بیتو مانده پریشان برآمده ۶
اهلی چو کوهکن چه کنی ناله از هلاک
کاین کار سخت برتو خوش آسان برآمده ۷
صبح قیامتش ز گریبان برآمده ۱
ای مردم دو دیده به کشتی چشم من
بنشین که از فراق تو طوفان برآمده ۲
دور از گل رخ تو چو مجنون گریستم
چندانکه گل ز خار مغیلان برآمده ۳
هرگه که آهی از غم داغت کشیده ام
دودی ز خرمن مه تابان برآمده ۴
تا خط دمید گرد رخ روحپرورت
چون من هزار سوخته از جان برآمده ۵
جان خوش بود بپای تو دادن بهر طرف
هرجا که بیتو مانده پریشان برآمده ۶
اهلی چو کوهکن چه کنی ناله از هلاک
کاین کار سخت برتو خوش آسان برآمده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷۰ - پیش تو هر که هست چو صورت خموش به
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷۲ - ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.