هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، درد هجران و اشتیاق به وصال معشوق را بیان می‌کند. شاعر از معشوق می‌خواهد که دردهایش را درمان کند، به او وفاداری نشان دهد و از کمالات خود بهره‌ای به او برساند. همچنین، توصیه می‌کند که مانند گل از هوا درس بگیرد و همه‌چیز را به باد هوا بسپارد. در پایان، از تسلیم و رضا در برابر تقدیر سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند تسلیم و رضا نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

شماره ۱۲۷۷ - بیا و درد هجران را دوا ده

بیا و درد هجران را دوا ده
ز شربتخانه وصلم شفا ده ۱

غم عاشق کشت داد جفا داد
تو بر عکس ایپری داد وفا ده ۲

تراکان ملاحت آفریدند
از آن کان نمک بخشی بما ده ۳

همه حسن و جوانی حق ترا داد
زکوه آن بدین پیر گدا ده ۴

دلا، از گل هوا داری بیاموز
تن و جان جمله بر باد هوا ده ۵

صفای کعبه را با کعبه بگذار
بیا و خانه دل را صفا ده ۶

بتلخی کوهکن میمرد و میگفت
الهی جان شیرین را بقا ده ۷

بخوبان همعنان اهلی چه گردی
عنان در دست تسلیم و رضا ده ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۷۶ - خطت که لب لعل شکر خای گرفته
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷۸ - آدم و گندم، من و خال لب جانانه یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.