خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از مولانا یا یکی از شاعران صوفیمسلک است که با لحنی عارفانه و گاه شکوهآمیز، از فراموشی یاران تشنه، گوش ندادن به حال محبان، و درد هجران سخن میگوید. همچنین اشارهای به دوران شاه علاءالدین محمد دارد و از سرخوشی و مدهوشی در عشق الهی یا عشق زمینی میگوید.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات تاریخی نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد.
شماره ۱۲۸۲ - هان ای خضر که آب بقانوش کرده یی
هان ای خضر که آب بقانوش کرده یی
یاران تشنه را چه فراموش کرده یی ۱
گوش رضا بحال محبان نمینهی
گویا ز دشمنان سخنی گوش کرده یی ۲
چون صاف عیش مردم هشیار داده
مارا ز درد هجر چه مدهوش کرده یی ۳
گر ناله یی کند دل بدخو ز جور تو
اوراگناه نیست تو بدخوش کرده یی ۴
اهلی چو دور شاه علاء الدین محمد است
اینجام سرخوشی ز کجا نوش کرده یی ۵
یاران تشنه را چه فراموش کرده یی ۱
گوش رضا بحال محبان نمینهی
گویا ز دشمنان سخنی گوش کرده یی ۲
چون صاف عیش مردم هشیار داده
مارا ز درد هجر چه مدهوش کرده یی ۳
گر ناله یی کند دل بدخو ز جور تو
اوراگناه نیست تو بدخوش کرده یی ۴
اهلی چو دور شاه علاء الدین محمد است
اینجام سرخوشی ز کجا نوش کرده یی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۱ - در چمن با کف رنگین قدح ای گل زده یی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸۳ - در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.