هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند گل، شراب، عشق و رنج سخن میگوید. شاعر از غنچه و گل به عنوان نمادهای زیبایی و زوال زندگی یاد میکند و از عشق و درد آن سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند نور، پرده و خاکدان دهر اشاره میکند که نشاندهندهی نگاه عرفانی به جهان است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند شراب و خونخوردن ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای گروههای سنی پایینتر داشته باشد.
شماره ۱۲۸۳ - در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده یی
در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده یی
جامی بکش بشادی گل ورنه مرده یی ۱
ساقی شراب تلخ ترا خوشگوار نیست
عیب نمیکنم که چو من خون نخورده یی ۲
سر میزند اشعه نورت چو آفتاب
از چشمهای پرده چه در زیر پرده یی ۳
گیرم که مدعی همه عالم ز رشک سوخت
غم نیست چون تو در دل ما خانه کرده یی ۴
خرمن چو گل بباده ایسرو پیش یار
در خاکدان دهر چرا پافشرده یی ۵
اهلی چه عاشقی که نمیری ز درد عشق
ناموس اهل عشق تو بیدرد برده یی ۶
جامی بکش بشادی گل ورنه مرده یی ۱
ساقی شراب تلخ ترا خوشگوار نیست
عیب نمیکنم که چو من خون نخورده یی ۲
سر میزند اشعه نورت چو آفتاب
از چشمهای پرده چه در زیر پرده یی ۳
گیرم که مدعی همه عالم ز رشک سوخت
غم نیست چون تو در دل ما خانه کرده یی ۴
خرمن چو گل بباده ایسرو پیش یار
در خاکدان دهر چرا پافشرده یی ۵
اهلی چه عاشقی که نمیری ز درد عشق
ناموس اهل عشق تو بیدرد برده یی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۲ - هان ای خضر که آب بقانوش کرده یی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸۴ - عالمی را تو بشوخی دل و جان سوخته یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.