خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی سوختهدل بیان میشود که از شوخیها و رنجشهای معشوق شکایت دارد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند پروانه و گل، عمق احساسات و درد عاشق را به تصویر میکشد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۸۴ - عالمی را تو بشوخی دل و جان سوخته یی
عالمی را تو بشوخی دل و جان سوخته یی
ای پسر اینهمه شوخی ز که آموخته یی ۱
با دل زار مرا باز بسوزی بچه رنگ
که چو گل چهره بصد رنگ بر افروخته یی ۲
چشم من چون نگرد بیتو جمال دگران
که از آن سوزن مژگان نظرم دوخته یی ۳
همه آفاق خریدار تو زانند که تو
یوسف خود به زر ناسره بفروخته یی ۴
عاشق سوخته پروانه شد ای بلبل مست
تو چو سوسن بزبان عاشق دلسوخته یی ۵
اهلی از دانه اشکی چه غم از دل برود
با چنین خرمن غمها که تو اندوخته یی ۶
ای پسر اینهمه شوخی ز که آموخته یی ۱
با دل زار مرا باز بسوزی بچه رنگ
که چو گل چهره بصد رنگ بر افروخته یی ۲
چشم من چون نگرد بیتو جمال دگران
که از آن سوزن مژگان نظرم دوخته یی ۳
همه آفاق خریدار تو زانند که تو
یوسف خود به زر ناسره بفروخته یی ۴
عاشق سوخته پروانه شد ای بلبل مست
تو چو سوسن بزبان عاشق دلسوخته یی ۵
اهلی از دانه اشکی چه غم از دل برود
با چنین خرمن غمها که تو اندوخته یی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۳ - در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده یی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸۵ - نیست از همت خود با دو جهانم کاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.