خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از عشق ناکام و مقایسهای بین عشق او و داستانهای عاشقانه مشهور مانند خسرو و شیرین و یوسف و زلیخا است. شاعر از بیمهری معشوق و رقیبان بیهنر شکایت میکند و آرزو میکند که اگر توانایی سخن گفتن داشت، میتوانست درد خود را بیان کند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۲۸۷ - بقدر درد اگرم قوت سخن بودی
بقدر درد اگرم قوت سخن بودی
کرا مجال سخن با وجود من بودی ۱
بسعی و کوشش اگر کام دل شدی حاصل
بجای خسرو و پرویز کوهکن بودی ۲
گل ار ز آتش حسن تو داشتی رنگی
بسوختی خس و خاری که در چمن بودی ۳
شکست حسن تو بازار نیکوان ارنه
هنوز فتنه یوسف در انجمن بودی ۴
بخاکپای تو اهلی گرش رسیدی دست
رقیب بیهنرش خاک در دهن بودی ۵
کرا مجال سخن با وجود من بودی ۱
بسعی و کوشش اگر کام دل شدی حاصل
بجای خسرو و پرویز کوهکن بودی ۲
گل ار ز آتش حسن تو داشتی رنگی
بسوختی خس و خاری که در چمن بودی ۳
شکست حسن تو بازار نیکوان ارنه
هنوز فتنه یوسف در انجمن بودی ۴
بخاکپای تو اهلی گرش رسیدی دست
رقیب بیهنرش خاک در دهن بودی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۶ - چو بپای خم نهم سر نبری گمان مستی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸۸ - بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.