هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد عشق و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند. او از بی‌وفایی و رنج‌های عاشقی می‌گوید و از اینکه هیچ راهی برای تسکین درد خود نمی‌یابد، اظهار ناامیدی می‌کند. شعر پر از تصاویر شاعرانه مانند گلستان، خار، غنچه و باد است که بر عمق احساسات شاعر تأکید دارند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند 'بخون دیده و دل سنگ سفتنم' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۲۸۸ - بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی

بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی
بهر زه طعنه مردم شنفتنم تا کی ۱

تو در کنار گلستان بخواب خوش مشغول
من از هوای تو بر خار خفتنم تا کی ۲

چو نیست در دل شیرین چو کوهکن راهم
بخون دیده و دل سنگ سفتنم تا کی ۳

بجرم گریه ز مژگان ره سگت روبم
گناه کردن و ره باز رفتنم تا کی ۴

حکایتم نشنیدی ز صد هزار یکی
نگفتی اینهمه افسانه گفتنم تا کی ۵

کجاست باد که چونگل شکفته ام سازد
چو غنچه در غم دل ناشکفتنم تا کی ۶

دوا نماند بجز ناله کردنم اهلی
که درد خویش ز درمان نهفتنم تا کی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۷ - بقدر درد اگرم قوت سخن بودی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸۹ - چو ساقی گر بجامم دست بودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.