خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از رنجها و حسرتهای عاشقانه خود سخن میگوید. او از بیوفایی و ظلم معشوق شکایت دارد و به یادآوری لحظات تلخ و شیرین گذشته میپردازد. شاعر همچنین از محبتهای بیثمر و جفاهای معشوق مینالد و به دنبال تسکین دردهای عاشقانه است.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۳۰۱ - چه جور بود که باز ایفلک بمن کردی
چه جور بود که باز ایفلک بمن کردی
چراغ خلوت من شمع انجمن کردی ۱
تو نیز ایشه خوبان بیاد دار این ظلم
که با رقیب علیرغم من سخن کردی ۲
بخنده لب چو گزیدی چه حسرتی خوردیم
که پسته لب خندان شکر شکن کردی ۳
بیکدوروزه جفا کی برون روی از دل
که سالها به محبت درو وطن کردی ۴
به عاشقان جگر چاک کی رسی اهلی
بیکدو چاک که در جیب پیرهن کردی ۵
چراغ خلوت من شمع انجمن کردی ۱
تو نیز ایشه خوبان بیاد دار این ظلم
که با رقیب علیرغم من سخن کردی ۲
بخنده لب چو گزیدی چه حسرتی خوردیم
که پسته لب خندان شکر شکن کردی ۳
بیکدوروزه جفا کی برون روی از دل
که سالها به محبت درو وطن کردی ۴
به عاشقان جگر چاک کی رسی اهلی
بیکدو چاک که در جیب پیرهن کردی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۰ - چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۲ - تا چند ز من گوشه ابروی بتابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.