خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و از احساسات عمیق خود نسبت به او یاد میکند. همچنین، شاعر از بخت بد و ناکامیهای خود در عشق شکایت میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی و معنایی متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۰۴ - آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
کافر دل اینزمانی، هرگز چنین نبودی ۱
حسنت قیامتی شد از خط اگرچه دایم
خوش بوده یی ولیکن خوشتر ازین نبودی ۲
گفتم فزود حسنت، نی عشق من فزون شد
ورنی تو سرو نازی کی نازنین نبودی ۳
امروزت از چه نرگس مخمور خوابناکست
گر زانکه با حریفان شب همنشین نبودی ۴
از چشم زخم طالع رفت آن غزالم از کف
ای بخت بد تو ما را کی در کمین نبودی ۵
دی بر زمین خرامش دیدم چو سرو نازی
ایدیده حیف کانجا خاک زمین نبودی ۶
مفروش لاف مستی اهلی که تا تو هستی
از خرمن نکویان جز خوشه چین نبودی ۷
کافر دل اینزمانی، هرگز چنین نبودی ۱
حسنت قیامتی شد از خط اگرچه دایم
خوش بوده یی ولیکن خوشتر ازین نبودی ۲
گفتم فزود حسنت، نی عشق من فزون شد
ورنی تو سرو نازی کی نازنین نبودی ۳
امروزت از چه نرگس مخمور خوابناکست
گر زانکه با حریفان شب همنشین نبودی ۴
از چشم زخم طالع رفت آن غزالم از کف
ای بخت بد تو ما را کی در کمین نبودی ۵
دی بر زمین خرامش دیدم چو سرو نازی
ایدیده حیف کانجا خاک زمین نبودی ۶
مفروش لاف مستی اهلی که تا تو هستی
از خرمن نکویان جز خوشه چین نبودی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۳ - تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۵ - از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.