خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، به توصیف احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از نوسانات رفتار معشوق، زیبایی بینظیر او و تأثیر عمیقی که بر خود و دیگران میگذارد سخن میگوید. همچنین، به قدرت تحولآفرین معشوق اشاره میکند که میتواند تاریکی را به نور تبدیل کند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شعر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۳۰۵ - از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
مارا چو شمع میکشی و زنده میکنی ۱
از نوغزال اگر تو درآیی بگشت شهر
خوبان شهر را همه شرمنده میکنی ۲
آن یوسفی که سروقدان را ز بند خویش
آزاد میکنی و دگر بنده میکنی ۳
شوخی و نوجوان و شه حسن از آن سبب
ننگ از من فقیر کهن ژنده میکنی ۴
ای آفتاب اگر تو بخاک افکنی نظر
هر ذره خاکرا مه تابنده میکنی ۵
ای باد دم مزن ز گل من که شمع را
از شرم آن جمال سر افکنده میکنی ۶
در بزم عیش با همه در عین یاریی
جور و جفا باهلی درمانده میکنی ۷
مارا چو شمع میکشی و زنده میکنی ۱
از نوغزال اگر تو درآیی بگشت شهر
خوبان شهر را همه شرمنده میکنی ۲
آن یوسفی که سروقدان را ز بند خویش
آزاد میکنی و دگر بنده میکنی ۳
شوخی و نوجوان و شه حسن از آن سبب
ننگ از من فقیر کهن ژنده میکنی ۴
ای آفتاب اگر تو بخاک افکنی نظر
هر ذره خاکرا مه تابنده میکنی ۵
ای باد دم مزن ز گل من که شمع را
از شرم آن جمال سر افکنده میکنی ۶
در بزم عیش با همه در عین یاریی
جور و جفا باهلی درمانده میکنی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۴ - آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۶ - وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.