خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درماندگی و تلخی زندگی خود میگوید و از معشوق میخواهد که با نگاهی مهربان و خندهای، دردهای او را تسکین دهد. او امیدوار است که معشوق با رحمت خود، چراغ دلش را روشن کند و به زندگیاش نور بخشد.
این متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۳۰۶ - وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
تلخی عیش مرا چاره بیک خنده کنی ۱
هیچ نقصان نبود قدر ترا ایشه حسن
گر نگاهی سوی درویش کهن ژنده کنی ۲
من که باشم که بدل کینه من راه دهی
بهر من خاطر خود چند پراکنده کنی ۳
شمع من خنده زنان چهره برافروز دگر
تا چراغ دل صد سوخته را زنده کنی ۴
اهلی از تیغ تو چون سرکشد امید که تو
از خداوندی خود رحم بر این بنده کنی ۵
تلخی عیش مرا چاره بیک خنده کنی ۱
هیچ نقصان نبود قدر ترا ایشه حسن
گر نگاهی سوی درویش کهن ژنده کنی ۲
من که باشم که بدل کینه من راه دهی
بهر من خاطر خود چند پراکنده کنی ۳
شمع من خنده زنان چهره برافروز دگر
تا چراغ دل صد سوخته را زنده کنی ۴
اهلی از تیغ تو چون سرکشد امید که تو
از خداوندی خود رحم بر این بنده کنی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۵ - از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۷ - دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.